نکته مهم در مورد نیازهای قربانیان ، به طور کلی ، این واقعیت است که نیازهای قربانیان با گذشت زمان تغییر می کند. برخی از نیازها بلافاصله پس از جرم وجود دارد ، مانند مثال نیاز به تأمین اموال: وقتی یک درب توسط یک سارق باز شده است ، ممکن است برای شخصی که در آپارتمان زندگی می کند بسیار مهم باشد که آن را به عنوان اولین قدم برطرف کند. که آنها می توانند آن شب بخوابند. نیازهای دیگر ، مانند تمایل به شنیدن صدای شخص در حین دادرسی کیفری ، در طی روند عدالت کیفری بوجود می آید. لازم به ذکر است که حتی پس از اتمام این روند ممکن است نیازهای دیگر ایجاد شود.
اعلامیه سازمان ملل متحد با نیازهای این قربانیان با طیف وسیعی از حقوق ، از جمله حق احترام و شناخت ، حق حمایت ، مطابقت دارد. دسترسی به عدالت و یک رفتار عادلانه ؛کمک و پشتیبانی ؛و بازپرداخت اثرات منفی جرم در قالب بازگرداندن و جبران خسارت.
احترام و شناخت
در بیانیه ای که به عدالت و رفتار منصفانه دسترسی دارد ، اعلامیه سازمان ملل بیان می کند: "قربانیان باید با شفقت و احترام به عزت خود رفتار شوند."
در حقیقت ، اولین و اساسی ترین نیاز قربانیان ، شناخت است. کرامت انسانی یک حق اساسی است. رفتار با قربانیان با دلسوزی و با احترام به عزت آنها ، جنبه اساسی در تأمین عدالت قربانیان است. برای بسیاری از قربانیان ، این مهم است که آنها به عنوان یک قربانی شناخته شوند و رنج آنها در نتیجه یک عمل اشتباه علیه آنها تصدیق می شود.
قربانیان باید در تمام تعامل با پلیس یا تحقیق در مورد مقامات ، متخصصان حقوقی ، کارمندان قضایی و سایر افراد درگیر در روند قضایی با عزت و احترام رفتار شوند: رویه ها و ارتباطات باید "حساس به قربانی" باشند و کسانی که در تعامل با قربانیان هستند باید به دنبال این باشند که با آنها اقدام کنندهمدلی و درک برای وضعیت فردی آنها. همین امر از نظر نحوه حمایت از قربانیان یا خدمات اجتماعی باید با قربانیان رفتار کند. نمونه هایی از درمان بی احترامی شامل تعیین تاریخ محاکمه بدون مشورت با قربانی است تا حضور در قربانی غیرممکن باشد. در هنگام معاینه ، به قربانی حریم خصوصی ارائه نمی دهد. یا از قربانی به روشی نامناسب یا سرزنش سؤال کنید. رفتار احترام آمیز برای قربانیان آسیب پذیر از جمله: برای: کودکان بسیار مهم است. قربانیان خشونت جنسی و جنسیتی ؛قربانیان خشونت خانگی ؛سالمندان ؛و به عنوان مثال افراد معلول. به همان اندازه مهم است که قربانیان غیرمستقیم ، از جمله اعضای خانواده ، با احترام رفتار کنند.
کلیه متخصصان در تماس منظم با قربانیان باید آموزش حقوق قربانیان را دریافت کنند و ابزارهای مناسب برای انجام ارزیابی های نیازهای فردی برای تعیین نیازها و وضعیت قربانیان فردی به آنها داده می شود.
اعلامیه سازمان ملل متحد از اصطلاح "قربانی" به معنای واقعی استفاده می کند تا صدمات ناشی از جرم یا سوء استفاده از قدرت را منعکس کند. برخی از افراد و گروه هایی که نماینده آن افرادی هستند که تحت عمل جرایم و خشونت قرار گرفته اند ، ترجیح می دهند از اصطلاح "بازمانده" استفاده کنند ، به ویژه در موارد مربوط به خشونت جسمی یا جنسی جدی. برای برخی ، اصطلاح بازمانده این حس را به وجود می آورد که شخص عامل فعال روند بهبودی خود است ، شاید در بعضی مواقع ، با این حس مخالف باشد که اصطلاح قربانی بیانگر این است که فرد منفعل است ، یا کنترل یا نمایندگی کمی دارددر پی جرم یا سوء استفاده از قدرت. در عین حال ، اصطلاح قربانی به وضوح بیان می کند که مسئولیت کامل این عمل مربوط به مجرم/S است ، که برای بسیاری از قربانیان مهم است ، که ممکن است با مقصر بودن قربانی یا شک و تردید روبرو شوند. اینها برخی از دیدگاههای احتمالی است که بطور جداگانه توسط افراد تحت تأثیر جرم برگزار می شود. افراد باید بتوانند اصطلاحی را که احساس راحتی می کنند انتخاب کنند. در حالی که اعلامیه سازمان ملل از اصطلاح قربانی استفاده می کند ، این موارد به همان اندازه برای افرادی که ممکن است انتخاب کنند به عنوان بازمانده انتخاب می کنند ، اعمال می شود.
اعلامیه سازمان ملل متحد شامل طیف وسیعی از مقررات برای مطابقت با این نیازها با تعهدات دولت برای ارائه پاسخ و حقوق قربانیان است.
حفاظت
قربانیان طیف وسیعی از نیازهای محافظت دارند. اعلامیه سازمان ملل 1985 از ایالات خواستار اجرای اقدامات برای "به حداقل رساندن ناراحتی برای قربانیان" در روند قضایی و اداری ، برای "محافظت از حریم خصوصی آنها ، در صورت لزوم ، و اطمینان از امنیت آنها ، و همچنین خانواده ها و شاهدان خود در مورد آنها است. از طرف آنها ، از ارعاب و قصاص. "
قربانیان باید در حریم خصوصی خود محافظت شوند. تجربه آنها باید توسط همه ذینفعان درگیر با محرمانه بودن رفتار شود. به راحتی می توان تصور کرد که برای یک قربانی خواندن در مورد مصیبت جرم در یک گزارش خبری ممکن است نوعی تجدید نظر باشد. این امر مستلزم قوانین و کدهای رفتاری برای رسانه ها و همچنین مکانیسم های پاسخگویی در مورد نقض است.
متخصصان عدالت کیفری همچنین در مورد حمایت از قربانیان تعهداتی دارند. همانطور که اعلامیه سازمان ملل به وضوح بیان می کند ، قربانیان باید از اقدامات جنایی بیشتر ، از جمله قصاص و ارعاب محافظت شوند. قربانیان ممکن است در معرض خطر مداوم باشند ، یا ممکن است درک کنند که آنها در معرض خطر مداوم هستند ، هم از مجرم و هم دوستان و هواداران متخلف یا کسانی که به طور بالقوه از این جرم کپی می کنند. برای قربانیان خشونت مکرر یا مزمن ، از جمله خشونت خانگی ، امنیت ممکن است یک نگرانی اصلی باشد. در حقیقت ، قربانیان ممکن است در صورت درک اینكه نمی توان حفاظت از آنها را تضمین كرد ، نتوانند چنین جنایاتی را گزارش كنند.
حفاظت از قربانیان مستلزم انجام ارزیابی دقیق ریسک است. پلیس نقش مهمی در انجام چنین ارزیابی هایی دارد ، همانطور که خدمات تصحیح پس از محکومیت متخلفان انجام می شود. قربانیان باید در برابر خطر قربانی مکرر یا تجدید نظر در برابر خطر محافظت شوند. در چندین کشور ، پروتکل های ارزیابی ریسک در پاسخ به انواع خاص جرایم ، مانند ، به عنوان مثال: بدبختی ؛خشونت خانگی؛و جرائم جنسی (هارت و کروپ ، 2000).
ارزیابی خطر عود مجدد ، یعنی خطر این که آیا یک مجرم جرم خود را تکرار کند ، پیچیده است و نیاز به غربالگری هر دو عامل دارد که به طور بالقوه می تواند خطر ابتلا به مجدد را افزایش دهد و همچنین استراتژی های کاهش خطر را افزایش دهد. عدم وجود عوامل خطر به معنای این نیست که در همه موارد ، یک مجرم عاری از خطر مجدد مجدد باشد. در حالی که رفتارهای آینده یک فرد با اطمینان نمی تواند پیش بینی شود ، ارزیابی مشترکی که توسط طیف وسیعی از متخصصان ، از جمله مأموران اجرای قانون ، روانشناسان ، افسران تصحیح و غیره انجام می شود و استراتژی های کاهش ریسک کافی و پاسخگو می تواند خطر بازنویسی را به حداقل برساند (بونتا ، بلیس ، ،و ویلسون ، 2014). برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نیازهای زندانیان ، به ماژول 6 در مورد اصلاحات در زندان مراجعه کنید.
قربانی شدن ثانویه
قربانی همچنین باید در برابر قربانی ثانویه محافظت شود ، این صدمه ای است که می تواند توسط کسانی که به قربانی پاسخ می دهند ، از جمله در تعقیب عدالت وارد شود (کمپبل و رجا ، 1999 ؛ ویلیام ، 2012). پاسخ های جانبی ممکن است در تنظیمات نهادی ایجاد شود ، هم در سیستم عدالت کیفری و هم در سایر تنظیمات از جمله تنظیمات مراقبت های بهداشتاین خطر را ایجاد کنید که قربانیان ممکن است با نگرش یا شیوه های سؤال که ممکن است به محض شناخته شدن وضعیت قربانی بودن آنها ایجاد شود ، دوباره ایجاد شود. به عنوان مثال ، در تنظیمات پلیس ، قضایی و بهداشتی ممکن است اعتبار قربانی مورد سؤال قرار گیرد ، می توان آنها را به خاطر رفتارهای آنها مقصر دانست و واکنش آنها از عصبانیت یا اضطراب ممکن است نادرست تفسیر شود. قربانی شدن ثانویه همچنین می تواند اتفاق بیفتد که رسانه ها از هویت یا اطلاعات قربانی محافظت نکنند و در عوض ، پوشش رسانه ها به طور غیرقانونی بر اقدامات/S/inaction/s قربانی متمرکز می شود و نه از افراد متخلف. جبران خطرات قربانی ثانویه ، نیاز به درک نیازهای قربانیان و تأثیر جرم در سطح جامعه و حرفه ای دارد. به عنوان مثال ، نمونه هایی از قربانی شدن ثانویه شامل: درمان قربانیان با کفر است. مقصر قربانی ؛یا رفتار یا زبان نامناسب و غیر حساس توسط افراد در تماس با قربانی. به عنوان مثال ، معاینات پزشکی می تواند برای قربانیان خشونت جنسی بسیار آسیب زا باشد.
قربانیان غالباً در روند عدالت کیفری قربانی ثانویه را تجربه می کنند. برای جلوگیری از آسیب های ناشی از ، به عنوان مثال ، مصاحبه مکرر و غیر حساس یا مجبور به روبرو شدن با مجرم در همان حوزه انتظار قبل از دادگاه در دادگاه ، اطمینان از حمایت از قربانیان در تحقیقات جنایی و دادرسی مهم است. این محافظت برای قربانیان به ویژه آسیب پذیر مانند کودکان ضروری است. همچنین آموزش کافی به پزشکان عدالت کیفری در مورد چگونگی برخورد با احترام با قربانیان و آموزش آنها در مورد نیازهای قربانیان ناشی از تأثیر جرم بسیار مهم است. در حقیقت ، بورس تحصیلی در این باره مشخص کرده است که آموزش و دستورالعمل در موسسات چند منظوره که با قربانیان کار می کنند ، می توانند خطر قربانی ثانویه را کاهش دهند (رارلی و هسیک ، 2017).
پشتیبانی و کمک
اعلامیه اصول اساسی عدالت سازمان ملل متحد برای قربانیان جرم و سوء استفاده از قدرت (1985)
مقررات کمک (پاراگراف 14-17)
"قربانیان باید از طریق وسایل دولتی ، داوطلبانه ، جامعه و بومی ، کمک های مادی ، پزشکی ، روانی و اجتماعی لازم را دریافت کنند.
قربانیان باید از در دسترس بودن خدمات بهداشتی و اجتماعی و سایر کمکهای مربوطه مطلع شوند و به راحتی به آنها دسترسی پیدا کنند.
پلیس ، عدالت ، بهداشت ، خدمات اجتماعی و سایر پرسنل مربوطه باید آموزش هایی را برای حساسیت آنها به نیازهای قربانیان و دستورالعمل هایی برای اطمینان از کمک های مناسب و سریع دریافت کنند.
در ارائه خدمات و کمک به قربانیان ، باید به کسانی که نیازهای ویژه ای دارند به دلیل ماهیت آسیب وارده یا به دلیل عواملی مانند موارد ذکر شده در بند 3 (یعنی بند عدم تبعیض) در بالا توجه شود. "
قربانیان به طور کلی نیاز به پشتیبانی و کمک دارند و این اغلب برای بهبود آنها اساسی است. قربانیان ممکن است به کمک عاطفی ، روانی ، مالی ، حقوقی یا عملی احتیاج داشته باشند. ارائه پشتیبانی اولیه می تواند به جلوگیری از مشکلات بزرگتر و پیچیده تر که قربانیان در آینده با آن روبرو هستند کمک کند. یک تروما جزئی که از ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) جلوگیری شد ، می تواند به معنای این باشد که قربانی به عنوان مثال به افسردگی ، سوء استفاده از مواد ، از دست دادن اشتغال و بدهی نرسیده است.
قربانیان غالباً به حمایت طولانی مدت نیاز دارند ، از جمله (و بسته به شدت جرم) به آموزش برای شروع اشتغال جدید یا کمک به جابجایی در خانه (به ویژه مربوط به قربانیان بدخلقی یا خشونت خانگی) کمک می کند. طیف وسیعی از بازیگران وجود دارند که می توانند و باید پشتیبانی کنند ، از جمله به ویژه ، بازیگران سیستم عدالت کیفری ، خدمات کمک به قربانیان بلکه متخصصان سیستم بهداشت و آموزش و سازمان های مبتنی بر ایمان.
دسترسی به عدالت و رفتار منصفانه
اعلامیه اصول اساسی عدالت سازمان ملل متحد برای قربانیان جرم و سوء استفاده از قدرت (1985)
دسترسی به عدالت و درمان عادلانه (پاراگراف 4-6)
"4- قربانیان باید با شفقت و احترام به عزت خود رفتار شوند. آنها حق دسترسی به سازوکارهای عدالت را دارند و پس از جبران خسارت ، همانطور که توسط قوانین ملی پیش بینی شده است ، به دلیل ضرری که متحمل شده اند ، می شوند.
5- مکانیسم های قضایی و اداری در صورت لزوم باید ایجاد و تقویت شود تا قربانیان بتوانند از طریق رویه های رسمی یا غیر رسمی که تسریع ، منصفانه ، ارزان و در دسترس هستند ، جبران خسارت کنند. قربانیان باید از حقوق خود در جستجوی جبران خسارت از طریق چنین مکانیسم هایی مطلع شوند.
6. پاسخگویی فرآیندهای قضایی و اداری به نیازها
قربانیان باید توسط:
(الف) اطلاع رسانی به قربانیان از نقش و دامنه آنها ، زمان و پیشرفت دادرسی و تعیین پرونده های آنها ، به ویژه در مواردی که جرایم جدی درگیر است و در جایی که آنها چنین اطلاعاتی را درخواست کرده اند.
(ب) اجازه دادن به دیدگاه ها و نگرانی های قربانیان در مراحل مناسب دادرسی که منافع شخصی آنها تحت تأثیر قرار می گیرد ، بدون تعصب به متهم و سازگار با سیستم عدالت ملی مربوطه ، در نظر گرفته می شود.
ج) ارائه کمک مناسب به قربانیان در طی مراحل قانونی.
(د) اقداماتی برای به حداقل رساندن ناراحتی برای قربانیان ، محافظت از حریم شخصی آنها ، در صورت لزوم ، و اطمینان از امنیت آنها و همچنین خانواده ها و شاهدان آنها از طرف آنها ، از ارعاب و قصاص.
ه) جلوگیری از تأخیر غیر ضروری در شرایط موارد و اجرای دستورات یا احکام اعطای جوایز به قربانیان.
7. مکانیسم های غیررسمی برای حل اختلافات ، از جمله میانجیگری ، داوری و عدالت عرفی یا شیوه های بومی ، باید در صورت لزوم برای تسهیل مصالحه و جبران خسارت برای قربانیان مورد استفاده قرار گیرد. "
از نظر حقوق در چارچوب نظام عدالت کیفری، حق بزه دیده برای دسترسی به عدالت و رفتار عادلانه یک تعهد اصلی دولت ها در قبال قربانیان جرم است.
دسترسی به شکل رویه ای از عدالت و عادلانه بودن دادرسی مستلزم اعمال عادلانه رویه های قضایی برای قربانیان و مجرمان به طور یکسان است، از جمله در ابعاد کلیدی زیر:
- شنیدن صدای شما: فرصت شنیده شدن.
- بهنگام بودن: حصول اطمینان از اینکه روند دادرسی به روشی کارآمد پیش می رود که به نیاز قربانی برای بسته شدن احترام می گذارد.
- احترام و کرامت: حفظ کرامت و عزت نفس در تعامل با مأموران مجری قانون، دادستان ها، قضات، وکلا و کارکنان دادگاه.
- بی طرفی: یک فرآیند تصمیم گیری بی طرفانه.
- اعتماد: فرآیندی که هم قربانی و هم مجرم را برمی انگیزد.
- درک: قادر ساختن قربانی و مجرم برای درک کامل پرونده، روند و نتایج آن، از جمله هر گونه دستور دادگاه.
- سودمندی: برقراری ارتباط و اجرای این باور که بازیگران نظام عدالت به نیازها و وضعیت شخصی قربانیان و متهمان علاقه دارند.
یکی از حقوق رویه ای مهم قربانیان، حق اطلاعات است. این حق مستلزم آن است که قربانی باید در مراحل اولیه و در طول فرآیند عدالت کیفری، از جمله در مورد رویه ها، نقش بزه دیده (در صورت وجود) در این رویه ها، گزارش های پیشرفت (توضیح هر گونه تاخیر) و نتایج دادرسی کیفری، مطلع شود. به قربانیان باید اطلاعاتی در مورد مکان هایی که می توانند کمک بیشتری از جمله حمایت، حمایت، کمک حقوقی و غرامت دریافت کنند، ارائه شود. این مهم است که اطمینان حاصل شود که قربانیان اطلاعاتی را که به آنها داده می شود درک می کنند و باید یک فرد تماسی در اختیار آنها قرار گیرد که با او در مورد اطلاعات ارائه شده بحث یا شفاف سازی کنند.
عدالت رویه ای را می توان با اقدامات خاصی تقویت کرد، از جمله به عنوان مثال:
- آموزش به ذینفعان سیستم عدالت کیفری در مورد شیوه های آگاهانه تروما و شایستگی فرهنگی؛
- ایجاد فضاهای امن برای قربانیان چه در اداره پلیس، چه در دفتر دادسرا یا در دادگاه.
- وکلای قربانی که به قربانیان در جهت یابی فرآیندها کمک می کنند.
- مواد نوشتاری موجود به چندین زبان و خدمات ترجمه برای قربانیان با مهارت زبانی محدود. و
- مکانیسم های حمایت عاطفی و ارجاع که به قربانیان کمک می کند تا به خدماتی از جمله کمک های پزشکی و روانی و حمایت های اجتماعی دسترسی پیدا کنند.
جبران خسارت و استرداد
قربانیان جرم ممکن است در نتیجه جنایت با خسارات مختلفی روبرو شوند.
اعلامیه 1985 سازمان ملل متحد در ماده 8 تصریح می کند که "متخلفان یا اشخاص ثالثی که مسئول رفتار خود هستند، باید در صورت لزوم، به قربانیان، خانواده ها یا افراد تحت تکفل آنها استرداد عادلانه بپردازند. چنین استرداد باید شامل استرداد اموال یا پرداخت خسارت یا خسارت باشد. متحمل شده، بازپرداخت هزینه های متحمل شده به دلیل قربانی شدن، ارائه خدمات و احیای حقوق». در برخی کشورها، قربانیان می توانند از مجرم بخواهند که به عنوان بخشی از محاکمه کیفری، جبران خسارت وارده را جبران کند، در حالی که در جاهای دیگر چنین استرداد به طور جداگانه از دادگاه صادر می شود، برای مثال به عنوان بخشی از دادرسی مدنی (Wemmers, 2017).
ماده 12 اعلامیه 1985 سازمان ملل متحد تصریح می کند که «زمانی که غرامت به طور کامل از مجرم یا منابع دیگر در دسترس نباشد، دولت ها باید تلاش کنند تا غرامت مالی برای: (الف) قربانیانی که صدمات جسمی قابل توجهی متحمل شده اند یا آسیب به سلامت جسمی یا روانی داشته باشند. در نتیجه جرایم جدی؛ب) خانواده، به ویژه وابستگان افرادی که در نتیجه چنین قربانی هایی فوت کرده یا از نظر جسمی یا روانی ناتوان شده اند.»
از متن اعلامیه سازمان ملل متحد در سال 1985 مشخص می شود که جبران تأثیر جرم در قبال قربانی به جای دولت، وظیفه اصلی مجرم است. با این حال، شرایط بسیاری وجود دارد که این امکان پذیر نیست، یا در عمل رخ نمی دهد. این شامل تمام مواردی می شود که مجرم شناسایی نشده است (Miers, 2014)، یا زمانی که قربانیان می توانند ادعای خسارت به مجرم (ها) کنند اما او بودجه لازم را ندارد. علاوه بر این، دعاوی مدنی اغلب وقت گیر، پرهزینه و نتیجه نامشخص است.
اعلامیه سازمان ملل 1985 ، تأسیس ، تقویت و گسترش وجوه ملی را برای جبران خسارت به قربانیان تشویق می کند و در واقع ، طرح های جبران خسارت توسط چندین ایالت تنظیم شده است (Wemmers ، 2012) و بسته به مقررات دولت می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد. به عنوان مثال ، در بعضی از کشورها گزارش جرم به عنوان بخشی از روند عدالت کیفری در صورتی که قربانیان به دنبال بهره مندی از طرح جبران خسارت قربانیان باشند ، ضروری است ، در حالی که در سایر کشورها قربانیانی که تصمیم به گزارش این جنایت نگرفته اند نیز ممکن است سود ببرند.
استدلال شده است كه طرح های جبران خسارت كارآمد و متناسب می توانند به جای باري برای دولت ، مقرون به صرفه باشند (Miers ، 2014) ، زیرا آنها می توانند هزینه هایی را كه ممكن است با عواقب بلند مدت جرم همراه باشد ، كاهش دهد. مواردی که تأثیر جرم از آن خارج نشود ، مانند موارد تروما شدید که ظرفیت یک فرد را برای ادامه کار به خطر می اندازد ، می تواند با هزینه بالایی نه تنها برای فرد آسیب دیده بلکه برای کل جامعه به وجود آید.
در سال 2004 ، و متعاقباً در سال 2012 ، اتحادیه اروپا دو دستورالعمل قانونی الزام آور را در مورد جبران خسارت و حقوق قربانی تصویب کرد ، مجدداً تأیید و اجرای حقوق قربانیان برای جبران خسارت ، از جمله حق به دست آوردن تصمیم در مورد جبران خسارت توسط مجرم. با این حال ، چالش های مهم باقی مانده است. به طور خاص ، تعداد بسیار کمی از قربانیان موارد مرزی از این امکان استفاده می کنند تا از طریق سازمان های خواهر در کشورهای خود در سطح اروپا ، درخواست های مربوط به بودجه جبران خسارت خارجی را ارائه دهند. علاوه بر این ، این وجوه معیارهای واجد شرایط بودن را اعمال می کنند که بین حوزه های قضایی متفاوت است ، و اغلب امکان قربانیان را برای ادعای جبران خسارت محدود می کند. در سطح جهانی ، اوضاع حتی بدتر است زیرا در بسیاری از کشورها ، طرح های جبران خسارت برای قربانیان جرم و جنایت یک ایده آل دور است. استدلال شده است كه "بهبود این وضعیت در سطح جهان به نظر می رسد یكی از اصلی ترین چالش های جنبش حقوق قربانیان در قرن حاضر" (Letschert and Grainhuisen ، 2011).
علاوه بر این ، طرح های جبران خسارت دولتی به دلیل تنظیم زیاد مورد انتقاد قرار گرفته اند و فاقد انعطاف پذیری در تأمین به موقع جبران خسارت هستند. غالباً ، قربانیان در پی وقوع این جنایت به کمک مالی نیاز دارند: به عنوان مثال ، در یک مورد سارق که در آن متخلف برای سرقت کالاها به خانه ای وارد خانه شد ، قربانیان نه تنها با ضرر مادی روبرو می شوند بلکه باید قفل ها و درهای جدیدی را نیز وارد کنندو شاید همچنین یک سیستم هشدار باشد. بر این اساس ، این مهم است که طرح های جبران خسارت قربانی اطمینان حاصل کنند که قربانیان بودجه لازم را به روشی سریع و غیرمجاز تأمین می کنند.
مبانی اسکالپینگ...
ما را در سایت مبانی اسکالپینگ دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سید مهدی گلابی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
13 شهريور
1402 ساعت: 4:09