
آیا سرمایه گذاران دولتی باید مسئولیت انتشار گازهای گلخانه ای شرکت هایی را که در آن سرمایه گذاری می کنند ، به عهده بگیرند؟این مقاله به این سؤال از طریق یک مطالعه تطبیقی از دو سرمایه گذار بسیار متفاوت پاسخ می دهد: سبد ارز خارجی بانک ملی سوئیس (SNB) و بزرگترین صندوق ثروت مستقل جهان ، مدیریت سرمایه گذاری بانک Norges (NBIM) ، صندوق ثروت Sovereign نروژ. اگرچه هر دو صندوق بازده مثبت را هدف قرار می دهند ، SNB خود را به عنوان یک سرمایه گذار بی طرف بازار معرفی می کند ، در حالی که NBIM یکی از پیشرو در وسایل نقلیه سرمایه گذاری اخلاقی عمومی جهان است. علی رغم داشتن ردپای کربن 10 برابر بیشتر از SNB ، NBIM به طور بالقوه تأثیر مثبتی برای متوقف کردن تغییرات آب و هوا دارد. NBIM از واگذاری ، مشارکت سهامداران و رهبری اخلاقی برای تلاش برای کاهش تأثیر نمونه کارها خود استفاده می کند. از طرف دیگر SNB یک رویکرد عمدتاً منفعل دارد و تنها برخی از استثنائات جزئی دارد. در مقایسه با تأثیر استراتژی های آنها ، این مقاله اولین مطالعه مفصل در مورد اختیارات موجود برای سرمایه گذاران عمومی در پیگیری اهداف زیست محیطی را ارائه می دهد.

سرمایه گذاران دولتی مانند صندوق های ثروت مستقل ، صندوق های بازنشستگی و بانک های مرکزی نقش فزاینده ای در بازارهای مالی دارند. شرکت هایی که آنها در آن سرمایه گذاری می کنند ، تولیدات زیادی از انتشار CO2 را تولید می کنند و نقش مهمی در انتقال به اقتصاد "کربن کم" دارند.
ما دو دیدگاه مخالف را در مورد نحوه برخورد سرمایه گذاری عمومی با انتشار گازهای گلخانه ای مقایسه می کنیم. دیدگاه اول نقش "فعال" را به سرمایه گذاران اختصاص می دهد ، که معتقد است علاوه بر پیگیری بالاترین بازده ، یک سرمایه گذار عمومی نیز باید در خدمت کالای مشترک باشد. سرمایه گذار نمادین در این زمینه صندوق ثروت حاکمیت نروژ ، مدیریت سرمایه گذاری بانک Norges (NBIM) است. شکل زیر تغییر در سرمایه گذاری آن در BHP ، بزرگترین شرکت معدن در جهان را نشان می دهد. NBIM از سرمایه گذاری و واگذاری مکرر دور نمی شود. این بزرگترین سرمایه گذار عمومی است که نمونه کارها نشان دهنده نگرش مسئولیت انتشار گازهای گلخانه ای است. اگرچه هدف اصلی NBIM از تولید بازده باقی مانده است ، این صندوق همچنین از طریق استراتژی سرمایه گذاری خود ، دفع کربن سازی را ترویج می کند.
از طرف دیگر بانک ملی سوئیس (SNB) از رویکرد "خنثی بازار" استفاده می کند ، که معتقد است سرمایه گذاران عمومی باید از بازار پیروی کنند و از طریق نمونه کارها خود سعی در دستیابی به تأثیرات زیست محیطی نکنند. این رویکرد تحت تأثیر این دیدگاه است که به عنوان یک بازیگر عمومی ، محدود به نیاز بی طرفی و بی طرفی در درمان شرکت کنندگان در بازار است. همچنین این یک نگرانی دموکراتیک را نشان می دهد که باید با ابزارهای سنتی تر سیاست های اقتصادی مانند مالیات و مقررات در خارج از صلاحیت بانک مرکزی ، سیاست های آب و هوا را دنبال کند.
ما NBIM و SNB را از نظر استراتژی آنها و تأثیر آن مقایسه می کنیم. ما روی سه جنبه تمرکز می کنیم: سیاست نمونه کارها ، مشارکت سهامداران و رهبری اخلاقی. سیاست نمونه کارها معیارهای شرکتهای موجود در سبد صندوق را تعیین می کند. مشارکت سهامداران مربوط به استفاده از حق رأی و سایر وسایل موجود برای صاحبان دارایی برای تأثیرگذاری بر استراتژی شرکت های صادرکننده آنها است. رهبری اخلاقی مربوط به روشهای مختلفی است که سیاست سرمایه گذار صندوق ، مشارکت سهامداران و تلاشهای ارتباطی گسترده تر ، سرمایه گذاری و سیاست های سهامداران سایر سرمایه گذاران را شکل می دهد.
NBIM یک سرمایه گذار فعال است و از مشارکت سهامداران برای ترغیب شرکت ها به تغییر ، به ویژه در مورد مسئله انتقال استفاده می کند. در سال 2020 ، NBIM 2877 جلسه با شرکت هایی که در آن سرمایه گذاری می شود ، برگزار کرد و در 11871 جلسات سهامدار به رأی داد. یکی از شرکتهایی که اغلب با آن درگیر می شود BHP است که در بالا به آن اشاره شد. بخشی از موفقیت استراتژی نامزدی NBIM از تمایل آن برای واگذاری یک شرکت در صورت عدم پیروی از توصیه خود ناشی می شود. در حالی که این تأثیر مستقیم بر قیمت ها دارد زیرا سایر سرمایه گذاران سهام را خریداری می کنند ، اما این امر باعث می شود که سیاست نامزدی آن معتبر باشد. همانطور که در شکل بالا مشاهده می شود ، NBIM بزرگترین انحراف استاندارد در سرمایه گذاری خود را در بین 20 سرمایه گذاران برتر در BHP ارائه می دهد. این تمایل به سرمایه گذاری ، واگذاری و سرمایه گذاری مجدد ، استراتژی نامزدی خود را نسبت به سایر سرمایه گذاران بزرگ معتبرتر می کند ، که نشان دهنده انحراف استاندارد بسیار پایین تر است و صرف نظر از رفتار شرکت ها ، تمایل به نگه داشتن سهام دارند.
تجزیه و تحلیل نزدیک از تأثیر سه اهرم چهار نتیجه کلیدی را ارائه می دهد. اول ، ما نشان می دهیم که معیار گسترده "ردپای کربن" یک پروکسی ناکافی برای ضربه فراهم می کند. در حقیقت ، موسسه نروژی حتی در هنگام تنظیم اندازه نمونه کارها مربوطه ، از SNB در این متریک بدتر می شود. یعنی NBIM دارای ردپای کربن بزرگتر از SNB در هر دلار سرمایه گذاری شده است. دوم ، این نتایج پارادوکسیکال منعکس کننده تعامل مهم و درگیری های احتمالی بین استفاده از سه اهرم است. در حالی که واگذاری و مشارکت سهامداران عمدتاً ناسازگار هستند ، چارچوب ما به ما این امکان را می دهد تا مجموعه ای از تعامل های ظریف تر را در زمینه انتخاب های استراتژیک سرمایه گذاران عمومی ارائه دهیم. سوم ، ما نشان می دهیم که ، در حالی که استراتژی سرمایه گذاری از طریق روش های نمونه کارها و سهامداران به طور بالقوه تأثیر می گذارد ، این تأثیر محدود است ، و به سختی متناسب با اندازه نمونه کارها آنها است: در حالی که دفع کردن یک نمونه کارها آسان است و تأثیر واقعی بر آن داردتغییرات آب و هوا به عنوان یک سرمایه گذار دشوارتر است. سرانجام ، ما پیشنهاد می کنیم که تأثیر صندوق های سرمایه گذاری عمومی از طریق رهبری اخلاقی به طور بالقوه بزرگترین باشد. سرمایه گذاران بزرگ عمومی می توانند با برقراری ارتباط دیدگاه خود در مورد آنچه که یک سرمایه گذاری قابل قبول است و آنچه نیست ، نشانگر اخلاقی را تغییر دهند. به عنوان مثال ، با واگذاری از بنگاه های فشرده کربن ، سرمایه گذاران عمومی نشان می دهند که این سرمایه گذاری ها از نظر اخلاقی مورد تردید هستند. با وجود نقش اساسی آن ، ماهیت این کانال باعث می شود تا تأثیر واقعی و کم کم بودن تأثیر بگذارد و توجه بیشتری را از سوی محققان تجربی جلب کند.
مبانی اسکالپینگ...
ما را در سایت مبانی اسکالپینگ دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سید مهدی گلابی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : دوشنبه
13 شهريور
1402 ساعت: 2:25