چگونه بارهای آموزش در آماده سازی و دوره رقابتی بر شاخص های بیوشیمیایی آموزش استرس در بازیکنان فوتبال جوانان تأثیر می گذارد؟

ساخت وبلاگ

doi 10. 7717/peerj. 13367 منتشر شده 2022-05-05 پذیرفته شده 2022-04-11 دریافت شده 2022-01-10 ویرایشگر دانشگاهی Davor Plavec زمینه های موضوعی موضوع بیوشیمی ، کلمات کلیدی اسپرت کلمات کلیدی کایناز ، Bdnf ، سروتونین ، کورتیزول ، آموزش فوتبال Copyright © 2022 anderrightو همکارانمجوز این یک مقاله دسترسی آزاد است که تحت شرایط مجوز انتساب Creative Commons توزیع شده است ، که امکان استفاده ، توزیع ، تولید مثل و سازگاری بدون محدودیت را در هر رسانه و به هر منظور به شرط اینکه به درستی نسبت داده شود ، امکان پذیر است. برای انتساب ، نویسنده اصلی (ها) ، عنوان ، منبع انتشار (PEERJ) و یا doi یا URL مقاله باید ذکر شود. این مقاله را ذکر کنید Andrzejewski M ، Konefał M ، Podgórski T ، Pluta B ، Chmura P ، Chmura J ، Marynowicz J ، Melka K ، Brazaitis M ، Kryściak J. 2022. چگونه بارهای آموزش در آماده سازی و دوره رقابتی بر شاخص های بیوشیمیایی آموزش استرس در بازیکنان فوتبال جوانان تأثیر می گذارد؟Peerj 10: E13367 https://doi. org/10. 7717/peerj. 13367

نویسندگان تصمیم گرفته اند تا تاریخچه بررسی این مقاله را عمومی کنند.

خلاصه

زمینه

بهینه سازی آمادگی جسمانی و کاهش خطر آسیب دیدگی نیاز به نظارت گسترده بر روی بارهای تمرینی و وضعیت خستگی ورزشکاران دارد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر یک برنامه تمرینی 6 ماهه بر شاخص های استرس مرتبط با آموزش (کراتین کیناز-CK ؛ Cortisol-Cor ؛ سروتونین-SER ؛ فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز-BDNF) در بازیکنان فوتبال جوانان انجام شد.

مواد و روش ها

هجده بازیکن (0. 9 ± 17. 8 ساله ، ارتفاع بدن 6. 9 ± 181. 9 سانتی متر ، تجربه تمرین 1. 7 ± 9. 7 سال) چهار بار آزمایش خون شدند: در شروع دوره آماده سازی (T0) ، بلافاصله پس از دوره آماده سازی (T1) ،دوره میانی رقابتی (T2) و در پایان دوره رقابتی (T3). فعالیت CK و همچنین غلظت COR سرم ، SER و BDNF مشخص شد. بارهای آموزشی با استفاده از رتبه جلسه از فشار درک شده (SRPE) ثبت شد.

نتایج

تجزیه و تحلیل آماری اثرات معنی داری را برای کلیه پارامترهای بیوشیمیایی در رابطه با اندازه گیری زمانی آنها نشان داد (T0 ، T1 ، T2 ، T3). تجزیه و تحلیل آماری SRPE و تفاوت پارامترهای بیوشیمیایی در اندازه گیری های بعدی آنها (T 0-T1 ، T 1-T2 ، T 2-T3) همچنین اثرات قابل توجهی را برای همه متغیرها نشان داد: SRPE (H KW = 13. 189 (DF = 2) ؛ P =0. 00) ، cor (H kW = 9. 261 (df = 2) ؛ p = 0. 01) ، ck (h kw = 12. 492 (df = 2) ؛ p = 0. 00) ، ser (h kw = 7. 781 (df = 2) ؛ p= 0. 02) و BDNF (H KW = 15. 160 (DF = 2) ؛ P<0.001).

بحث

در نتیجه ، باید اظهار داشت که بیشترین بارهای آموزشی که در دوره آماده سازی اعمال می شود (بالاترین مقادیر SRPE) منجر به افزایش قابل توجهی در کلیه شاخص های استرس آموزش بیوشیمیایی تجزیه و تحلیل شده است. کاهش بارهای آموزشی در یک دوره رقابتی و افزودن جلسات آموزش بازیابی منجر به کاهش سیستماتیک در مقادیر شاخص های بیوشیمیایی اندازه گیری شده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که هم نشانگرهای ذهنی و هم عینی ، از جمله بارهای آموزشی ، در نظارت بر استرس در بازیکنان فوتبال جوانان مفید هستند.

معرفی

در دوره های قبل از فصل و رقابتی فصل ، بازیکنان فوتبال جوانان در معرض تمرینات سنگین و بار کاری رقابتی قرار می گیرند (Nedelec et al. ، 2013 ؛ Becker et al. ، 2020) ، که ممکن است با استرس ذهنی ناشی از مسابقات قهرمانی همراه باشد (میستر و همکاران ، 2013). برخی از نویسندگان گزارش داده اند که خستگی و کاهش عملکرد در مسابقات فوتبال ناشی از هموستاز یون عضلانی مختل شده ، تغییر در دمای عضلات داخلی و کاهش سطح گلیکوژن عضلانی است (Mohr ، Krustrup & Bangsbo ، 2005 ؛ Bangsbo ، Mohr & Krustrup ، 2006). عدم تعادل بین خستگی و بهبودی ممکن است منجر به کاهش ظرفیت ورزش و افزایش خطر صدمات مربوط به سندرم سبقت شود (گابت ، 2016 ؛ مالون و همکاران ، 2015). به منظور تعادل صحیح آموزش و بهبودی ، لازم است سطح خستگی فردی نظارت داشته باشد و بارهای تمرینی را بر این اساس تنظیم کند (گابت ، 2016 ؛ بوچیت ، 2014 ؛ آرازی و همکاران ، 2020). بارهای آموزش بازیکنان فوتبال جوانان را می توان با پارامترهای خارجی (به عنوان مثال ، سیستم موقعیت جهانی (GPS) و تجزیه و تحلیل فیلم) و همچنین پارامترهای داخلی (به عنوان مثال ، میزان فشار درک شده (RPE) ، ضربان قلب (HR) ، اندازه گیری کرد. و غلظت لاکتات خون) (مک لارن و همکاران ، 2018 ؛ Marynowicz و همکاران ، 2020).

یکی از متنوع ترین و مقرون به صرفه ترین روش ها برای نظارت بر بار داخلی ، که از نزدیک با HR و غلظت لاکتات خون ارتباط دارد ، RPE است (اسکات و همکاران ، 2013). این سیگنال های عصبی وابسته را از ورودی های مختلف به سیستم عصبی مرکزی ادغام می کند و بنابراین ارزیابی جامع تری از بار آموزش داخلی در سطح فردی را ارائه می دهد تا به عنوان مثال ، اندازه گیری HR (De Morree ، Klein & Marcora ، 2012 ؛ Abbiss et al. 2015). فاستر و همکاران.(2001) رتبه جلسه از فشار ادراک شده (SRPE) را به عنوان روشی برای نظارت بر بار آموزش داخلی بر اساس نسبت دسته BORG (CR-10) ارائه داد (Borg ، Hassmén & Lagerström ، 1987). تحقیقات نشان می دهد که SRPE ممکن است یک روش مناسب تر و اساسی تر برای نظارت بر آموزش جوانان در ورزش مانند فوتبال (بر خلاف نظارت بر آموزش بزرگسالان) باشد (Capranica & Millard-Stafford ، 2011). برخی از مطالعات همچنین روابط بین SRPE و نشانگرهای بیوشیمیایی آسیب عضلات و استرس مزمن ، مانند فعالیت کراتین کیناز و غلظت کورتیزول را برجسته می کنند (Moreira et al. ، 2013 ؛ Caetano Júnior ، Castilho & Raniero ، 2017 ؛ Tiean et al. ، 2020).

امروزه ، برای بهینه سازی آمادگی جسمانی و کاهش خطر آسیب دیدگی ، کلوپ های فوتبال حرفه ای نظارت بر میزان استرس ورزش بازیکنان خود را با استفاده از انواع پارامترهای بیوشیمیایی ، خون شناختی ، ایمونولوژیکی و غدد درون ریز ، بر میزان استرس ورزش بازیکنان خود کنترل می کنند (بکر و همکاران ، بکر و همکاران ،2020 ؛ Becatti et al. ، 2017 ؛ Silva et al. ، 2018 ؛ Walker et al. ، 2019 ؛ Andrzejewski et al. ، 2021). فرآیند روانی و فیزیولوژیکی که باعث خستگی می شود پیچیده و توسط عوامل محیطی و مرکزی تعیین می شود. کاهش pH عضلانی ، کاهش فسفوروکراتین و گلیکوژن در بافت عضلانی ، تجمع آمونیاک در خون و بافت ها ، آسیب عضلات و استرس اکسیداتیو ممکن است باعث از بین رفتن توانایی تولید نیروی عضلانی شود (Mohr ، Krustrup & Bangsbo ، 2005 ؛ Taylor ،Todd & Gandevia ، 2006 ؛ Parry-Billings et al. ، 1990 ؛ Sewell ، Gleeson & Blain ، 1994 ؛ Davis ، 2008 ؛ Finsterer ، 2012). برخی از پرکاربردترین و مستندترین نشانگر آسیب عضلانی کراتین کیناز است (Stajer ، Vranes & Ostojic ، 2020). آسیب عضلات اغلب التهاب را آغاز می کند که می تواند منجر به استرس طولانی مدت ، مزمن و کاهش ظرفیت ورزش شود (میستر و همکاران ، 2013 ؛ روماگنولی و همکاران ، 2016). به طور معمول ، نشانگر غدد درون ریز استرس مزمن کورتیزول است (Tiean et al. ، 2020 ؛ Andrzejewski et al. ، 2021). این هورمون استروئیدی تولید شده توسط قشر آدرنال ، گلوکونوژنز ، سنتز گلیکوژن و سنتز پروتئین در کبد را تحریک می کند. غلظت بالای کورتیزول ممکن است باعث مهار سیستم ایمنی بدن و پروتئولیز شود و به همین دلیل مربوط به استرس کاتابولیک در بدن است (Michailidis ، 2014). در عمل ، کورتیزول به عنوان نشانگر قابل اعتماد در استرس تمرین بیان شده است و به عنوان هورمونهای مهم در ارزیابی بیوشیمیایی ورزشکاران در نظر گرفته می شود (هاکنی ، 2020 ؛ سعید و همکاران ، 2020).

استرس آموزش همچنین در سیستم عصبی مرکزی (CNS) درک می شود و با اختلال در سنتز انتقال دهنده عصبی از جمله سروتونین همراه است (کوردیرو و همکاران ، 2014) ، دوپامین (واتسون و همکاران ، 2005 ؛ فولی و فلشرن ، 2008) ،استیل کولین (رودریگز و همکاران ، 2009) و سایر انتقال دهنده های عصبی. Newsholme ، Acworth & Blomstrand (1987) اظهار داشتند که در حین ورزش ، افزایش فعالیت سروتونرژیک مغز ممکن است باعث افزایش بی حالی و از بین رفتن درایو شود و در نتیجه باعث کاهش استخدام واحد حرکتی شود. افزایش غلظت CNS سروتونین در طول ورزش همچنین منجر به افزایش فشار درک شده می شود ، احتمالاً با تغییر تحمل بازیکن نسبت به درد یا ناراحتی (Meeusen ، Watson & Dvorak ، 2006 ؛ Meeusen & Roelands ، 2018).

با این حال ، نشان می دهد که سروتونین به خودی خود باعث کاهش عملکرد بدنی می شود به عنوان یک توضیح. دیویس و بیلی (1997) دریافتند که افزایش فعالیت سروتونین در طول تمرینات بدنی باعث مهار دوپامین می شود ، که در شروع حرکت نقش دارد (Chaudhuri & Behan ، 2000). یکی دیگر از تنظیم کننده های خارجی دوپامین ، علاوه بر سروتونین ، فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) است. Rojas Vega و همکاران.(2006) گزارش داد كه BDNF سرم به طور موقت در نقطه فرسودگی در حین ورزش افزایشی در ورزشکاران مرد سالم افزایش یافته است. علاوه بر این ، گزارش شده است که تمرینات هوازی منظم طولانی مدت باعث افزایش غلظت سرم BDNF در حالت استراحت و حتی در طی 2 روز بهبودی می شود (Jeon & Ha ، 2015). یافته مهم دیگر این است که بیش فعالی ناشی از استرس از محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) ممکن است تولید BDNF را از طریق افزایش ترشح کورتیزول و فعال سازی پاسخ پیش التهابی کاهش دهد (Rothman & Mattson ، 2013). BDNF همچنین در بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیکی مانند هموستاز گلیکوژن و متابولیسم لیپیدها شرکت می کند (جیمینز-ملتونادو و همکاران ، 2018). بسیاری از نویسندگان بر اهمیت متابولیسم گلیکوژن در فوتبال تأکید می کنند (Mohr ، Krustrup & Bangsbo ، 2005 ؛ Bangsbo ، Mohr & Krustrup ، 2006). بنابراین ، BDNF ممکن است نقش مهمی در تنظیم آموزش و مسابقات متابولیسم در فوتبال داشته باشد. اگرچه مکانیسم های درگیر در رشد استرس ناشی از آموزش اکنون به رسمیت شناخته شده و مورد بررسی قرار می گیرند ، اما بخش اعظم تصویر هنوز نامشخص است.

با این حال ، به خوبی شناخته شده است که بارهای تمرینی کاربردی ورزشکاران باعث تغییر در شاخص هایی می شوند که سطح استرس ناشی از تمرین را مشخص می کند (Silva et al. ، 2018 ؛ Cordeiro et al. ، 2017). با این حال ، به دانش ما ، هیچ مطالعه ای بین عوامل مرکزی و محیطی که مشخصه استرس ناشی از ورزش و ارزیابی تلاش درک شده (SRPE) در بازیکنان فوتبال جوانان است ، ارزیابی نکرده است. بدست آوردن درک بهتر از رابطه بین این شاخص ها (که بارهای آموزش داخلی را توصیف می کند) می تواند به مربیان کمک کند تا نیازهای آموزش را افزایش داده و روند تمرین ورزشکاران را نظارت کنند.

هدف از این مطالعه بررسی تأثیر بارهای تمرینی کاربردی در یک برنامه تمرینی 6 ماهه بر روی شاخص های مشخص کننده سطح استرس ناشی از آموزش در بازیکنان فوتبال جوانان بود. علاوه بر این ، رابطه بین پارامترهای بیوشیمیایی داخلی که با بارهای آموزش و ارزیابی تلاش درک شده (SRPE) در چرخه آموزش مورد بررسی مشخص می شود ، مورد بررسی قرار گرفت.

بنابراین ، فرض بر این بود که بین بارهای تمرینی کاربردی که به عنوان ارزش SRPE و نشانگرهای بیوشیمیایی نشان می دهد ، که توصیف استرس در بازیکنان فوتبال جوانان است ، روابط مثبتی وجود دارد.

مواد و روش ها

رویکرد تجربی

هدف از این مطالعه طولی ، تجزیه و تحلیل اثرات بارهای تمرینی کاربردی بر نشانگرهای بیوشیمیایی (کراتین کیناز ، کورتیزول ، سروتونین و BDNF) است که سطح استرس مربوط به آموزش را در طی یک دوره آموزش فوتبال 6 ماهه (ژانویه-ژوئن) مشخص می کند. بشرعلاوه بر این ، رابطه بالقوه بین این شاخص ها و SRPE در جلسات آموزش فوتبال جوانان مورد بررسی قرار گرفت.

مجموعه نمونه

بازیکنان برای ترسیم نمونه های خون (به بخش "جمع آوری خون و اندازه گیری های بیوشیمیایی" در زیر) در چهار نقطه زمانی در طول فصل ، به یک آزمایشگاه بیوشیمیایی معتبر گزارش دادند. نمونه های قبل از فصل در روز اول تمرین ترسیم شد و بازیکنان از 36 ساعت (T0) از تمرین خودداری کردند. جمع آوری خون بعدی هر 7 هفته (تقریباً 36 ساعت بعد از بازی) تا آخرین مسابقه رقابتی (T3) انجام شد (شکل 1). روز بعد از هر مسابقه برای بازیابی منفعل محفوظ بود. ورزشکاران ، که حداقل 8 ساعت از آن روزه گرفتند ، بین ساعت 07:00 و 09:00 بعد از ظهر رسیدند (واکر و همکاران ، 2019).

Procedure for the blood sampling and collecting sRPE data during the 6-month period (January–June).

علاوه بر تجزیه و تحلیل های بیوشیمیایی ، SRPE پس از هر جلسه تمرینی با استفاده از یک مقیاس اصلاح شده CR-10 BORG برای ارزیابی ذهنی شدت ورزش بازیکن فردی در طول جلسات و مسابقات ثبت شد. در تلاش برای ارزیابی وضعیت خستگی بازیکنان در شروع میکروسیکل تمرینی بعدی ، نقاط زمان ارزیابی برنامه ریزی شده بود که پس از یک مسابقه فوتبال ، خستگی حاد را ارزیابی نکنند.

فاعل، موضوع

بیست و نه بازیکن فوتبال مرد جوانان از بالاترین بخش حرفه ای در لهستان در این مطالعه شرکت کردند. به دلیل جراحات وارده برخی از بازیکنان در طول تمرین و مسابقات فوتبال ، تنها نتایج 18 بازیکن (0. 9 ± 17. 8 سال ، ارتفاع بدن 6. 9 ± 6. 9 سانتی متر) ، که برنامه تمرینی را بدون تحمل مصدومیت جدی انجام دادند ، مورد بررسی قرار گرفت. معیارهای ورود به مطالعه این بود که بازیکنان در 90 ٪ از کل جلسات تمرینی شرکت می کردند و آنها برای یک دوره 6 ماهه کامل در این باشگاه آموزش دیدند و در هر مسابقه قهرمانی برای حداقل 75 دقیقه در هر مسابقه شرکت کردند. شرکت کنندگان تجربه قابل توجهی در زمینه آموزش فوتبال (1. 7 ± 9. 7 سال) داشتند و در رده سنی زیر 19 سال خود در بالاترین سطح رقابت می کردند. برنامه هفتگی تمرینی آنها شامل پنج جلسه در یک زمین فوتبال (400 دقیقه در هفته) و یک مسابقه دوستانه یا رقابتی بود. دروازه بان ها از این مطالعه مستثنی شدند زیرا آنها در همان جلسات آموزشی مانند Outfielders شرکت نکردند.

همه بازیکنان در طول فصل در مرکز فوتبال ماندند. براساس تعهد رضایت ، همه آنها اعلام كردند كه هیچ تغییری در رابطه با تغذیه ، دارو یا مکمل اضافی ارائه نمی دهند. در نتیجه ، به دنبال توصیه های کارکنان تغذیه ای مرکز فوتبال ، عادات تغذیه و هیدراتاسیون آنها متحد شدند (Mielgo Ayuso et al. ، 2017). بازیکنان در فصل فوتبال همان پروتکل تغذیه ای و هیدراتاسیون را دنبال کردند. به همین دلیل ما اعتقاد داریم که این جنبه ها در شاخص های ثبت شده تأثیر نمی گذارد. تجزیه و تحلیل مفصلی از تغذیه مربوط به تأمین مواد مغذی و مصرف انرژی انجام نشده است. به همه شرکت کنندگان توضیح کاملی درباره مطالعه پیشنهادی و الزامات آن داده شد. آنها از خطرات احتمالی مطلع شدند و فرم های رضایت کتبی ارائه شدند. علاوه بر این ، برای شرکت کنندگان زیر 18 سال ، رضایت والدین یا سرپرست لازم بود. شرکت کنندگان در هر زمان و بدون هیچ گونه عواقبی آزاد بودند. این مطالعه طبق پروتکل (شماره 973/17) انجام شده است که قبل از شروع مطالعه به طور کامل توسط هیئت بررسی اخلاقی دانشگاه علوم پزشکی پوزنان در موسسه تأیید شده بود. علاوه بر این ، این مطالعه با اعلامیه دستورالعمل های هلسینکی مطابقت دارد و کلیه روشهای بهداشتی و ایمنی رعایت شد.

اقدامات پایه

در پایان دور پاییز ، بازیکنان به استراحت منفعل 14 روزه رفتند. در این دوره ، آنها هیچ جلسات آموزشی فردی را انجام ندادند. در روز اول پس از بازگشت از استراحت ، ورزشکاران تحت معاینات پزشکی قرار گرفتند. صبح روز بعد ، همانطور که در برنامه تحقیق تصریح شده است ، اولین آزمایشات برای ارزیابی غلظت نشانگرهای بیوشیمیایی و غدد درون ریز در خون بازیکنان انجام شد. این نشانگر شروع دوره قبل از فصل (برای دور بهار) بود و اولین جلسه تمرینی آغاز شد. نظارت بر شدت ورزش (SRPE) از اولین جلسه تمرینی با استفاده از مقیاس اصلاح شده CR-10 BORG (T0-T1 ، T1-T2 و T2-T3) اجرا شد. تمام داده های به دست آمده از نمونه خون (T1 ، T2 و T3) با داده های هفته اول مطالعه (T0) مقایسه شدند.

جمع آوری خون و اندازه گیری های بیوشیمیایی

نمونه خون توسط پرسنل آزمایشگاهی واجد شرایط و حرفه ای جمع آوری شد. تمام اقدامات احتیاطی ایمنی در طی فرآیند جمع آوری خون به شدت رعایت شد. با استفاده از بازیکن به راحتی نشسته ، نمونه های خون از نوک انگشت دست غیر غالب آنها با استفاده از یک Medlance Medlance ® Red Lancet-Spike (HTL- منطقه ، برلین ، آلمان) با تیغه 1. 5 میلی متری و عمق نفوذ 2. 0 میلی متر جمع آوری شد. بشردر مجموع 300 میکرولیتر خون مویرگی در یک لوله میکرووات ® CB 300 Z (Sarstedt ، Nümbrect ، آلمان) با یک فعال کننده لخته جمع آوری شد.

نمونه خون برای جداسازی سرم سانتریفیوژ شد (1500 گرم ، 4 درجه سانتیگراد ، 10 دقیقه). فعالیت کراتین کیناز (CK ؛ EC 2. 7. 3. 2) فعالیت در سرم تازه جدا شده با استفاده از آنالایزر بیوشیمیایی لهجه 220S (Cormay ، łomianki ، لهستان) و مجموعه ای از معرفهای آنزیمی (CAT No. 7-220 ؛ Cormay ، łomianki ، łomianki ، łomianki ، łomianki ، تعیین شد. لهستان). بقیه سرم جمع آوری شده (تقریباً 150 میکرولیتر) تا زمان تجزیه و تحلیل در دمای 80 درجه سانتیگراد منجمد شد.

غلظت کورتیزول سرم (COR ؛ CAT No. EIA-1887 ؛ DRG Medtek ، Warsaw ، لهستان) ، سروتونین (SER ؛ CAT No. Ba E-8900 ؛ LDN ، Nordho ، آلمان) و فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF ؛CAT No. 201-12-1303 ؛ فناوری بیولوژیکی Sunred ، شانگهای ، جمهوری خلق چین) با استفاده از کیت های سنجش ایمنی با آنزیم مرتبط با آنزیم (ELISA) در دسترس تجاری تعیین شد. اندازه گیری اسپکتروفتومتری کیت های ELISA بر روی یک خواننده میکروپلیت چند حالته (Synergy 2 Siafrt ؛ Biotek Instruments ، Winooski ، VT ، USA) انجام شد.

حساسیت روشهای سرم CK ، COR ، SER و BDNF به ترتیب 7. 4 U/L ، 2. 5 نانوگرم در میلی لیتر ، 6. 2 نانوگرم در میلی لیتر و 0. 05 نانوگرم در میلی لیتر بود. ضرایب تنوع (CVS) برای روش CK (0. 92 ٪ و 3. 28 ٪) ، کیت COR (3. 2 ٪ و 7. 7 ٪) ، کیت SER (12. 6 ٪ و 10. 4 ٪) ، مربوط به CV های داخل و بین سنجش بودبشرCV داخل سنجی برای BDNF بود

بارهای آموزشی

RPE هر بازیکن تقریباً 20 دقیقه پس از هر جلسه تمرینی با استفاده از مقیاس CR-10 Borg به عنوان اصلاح شده توسط اسکات و همکاران جمع آوری شد.(2013). RPE با پرسیدن از هر بازیکن ، "جلسه شما چقدر سخت بود؟"جایی که 1 نشان دهنده بسیار آسان و 10 تلاش حداکثر است. همه بازیکنان کاملاً با دامنه مقیاس آشنا بودند. بار آموزش برای هر جلسه (SRPE) با ضرب مدت زمان آموزش (MIN) توسط RPE همانطور که توسط اسکات و همکاران شرح داده شد ، محاسبه شد.(2013).

بارهای آموزشی جلسات برای ارائه داده ها به مدت 7 هفته آموزش خلاصه شد. داده های تجمعی برای یک دوره تمرینی معین (T 0-T1 ، T 1-T2 و T 2-T3) شامل کلیه جلسات تمرینی و مسابقات (دوستانه و قهرمانی) در دوره تمرینی مربوطه بود.

ویژگی های بارهای آموزشی در دوره های قبل از فصل و رقابتی

دوره 7 هفته قبل از فصل زمستان متمرکز بر پیشرفت توانایی های جسمی بازیکنان بود. علاوه بر بارهای تمرینات زمستانی ، بازیکنان نیز چهار مسابقه دوستانه انجام دادند. عناصر اصلی جلسات آموزشی آنها در دوره قبل از فصل زمستان در جدول 1 نشان داده شده است. علاوه بر این ، یک برنامه کلی برای دوره رقابتی در جدول 2 ارائه شده است. در کل ، در دوره رقابتی 14 هفته ای ، تیم 13 بازی کردمسابقات قهرمانی.

Inter-term differences of the analyzed parameters depending on the training period in relation to sRPE (mean ± SD).

جدول 4: تفاوت های بین مدت پارامترهای مورد بررسی بسته به دوره آموزش (میانگین ± SD).

مولفه های دوره آموزش (میانگین انحراف استاندارد) P-Values ؛اندازه اثر
T 0-T1 T 1-T2 T 2-T3 T 0-T1 در مقابل T 1-T2 T 1-T2 در مقابل T 2-T3 T 0-T1 در مقابل T 2-T3
SRPE (AU) 15،148. 72 ± 1،192. 61 14،633. 00 ± 1،597. 87 13،048. 06 ± 1،747. 08 ns P = 0. 008 D = 0. 95 P = 0. 000 D = 1. 40
cor (ng/ml) 61. 48 ± 56. 22 64. 46 . 08 ± 64. 46 88. 45 ± 10. 42 P = 0. 002 D = 1. 10 ns ns
CK (U/L) 67. 28 ± 55. 48 78. 45 ± 17. 33 71. 08 78 71. 08 P = 0. 001 D = 1. 25 ns P = 0. 001 D = 1. 18
ser (ng/ml) 75. 22 ± 40. 70 59 59 59 59 52. 41 ± 1919 P = 0. 008 D = 0. 95 ns P = 0. 009 D = 0. 93
BDNF (ng/ml) 3. 56 ± 2. 02 2. 44 ± 2. 44 1. 01 ± 0. 11 P = 0. 000 D = 1. 34 P = 0. 002 D = 1. 17 P = 0. 041 D = 0. 73

COR ، غلظت کورتیزول سرم ؛CK ، فعالیت کراتین کیناز سرم ؛سر ، غلظت سروتونین سرم ؛BDNF ، غلظت فاکتور نوروتروفیک ناشی از سرم مغز. T0 ، شروع دوره آماده سازی ؛T1 ، پایان دوره آماده سازی ؛T2 ، دوره میانی رقابتی ؛T3 ، پایان دوره رقابتی ؛NS ، قابل توجه نیست.

بحث

  1. خواستارترین بارهای آموزشی اعمال شده در دوره آماده سازی (بالاترین مقادیر SRPE) منجر به افزایش قابل توجهی در کلیه شاخص های استرس آموزش بیوشیمیایی مورد تجزیه و تحلیل شد.
  2. کاهش بارهای آموزشی در یک دوره رقابتی و افزودن جلسات آموزش بازیابی منجر به کاهش سیستماتیک در مقادیر شاخص های بیوشیمیایی اندازه گیری شده شد.

در مواقع افزایش بار آموزش و کمتر از بهبودی بهینه ، کورتیزول در حال استراحت بالا به دلیل اختلال در هموستاز و پاسخ استرس بعدی قابل تشخیص است (Michailidis ، 2014 ؛ Meeusen et al. ، 2013 ؛ Anderson & Wideman ، 2017). این نیز در مطالعه ما اتفاق افتاد. اجرای بارهای آموزشی در دوره قبل و رقابتی منجر به افزایش قابل توجه در سطح کورتیزول خون بازیکنان شد. پیشنهاد شده است که عملکرد تمرینات متوالی با تقاضای بالا می تواند مربوط به افزایش سطح کورتیزول باشد (Tremblay ، Copeland & Van Helder ، 2004 ؛ Ratamess et al. ، 2005). این پدیده در مطالعه ما منعکس شد که در آن ، در دوره قبل از فصل (T0-T1) ، بالاترین مقادیر SRPE و غلظت COR ثبت شد. مطالعات انجام شده در مورد رابطه بین بار آموزش بلند مدت و ارزیابی غلظت کورتیزول باید توجه بیشتری را به خود جلب کند (Skoluda و همکاران ، 2012). مطالعه حاضر ارتباط مثبت بین غلظت کورتیزول و حجم آموزش را نشان می دهد ، که برای یک دوره قبل از فصل فوتبال مشخصه است.

شایان ذکر است که در مطالعه ما ، غلظت کورتیزول از پایان دوره قبل از فصل (T1) تا پایان دوره رقابتی (T3) بدون تغییر باقی مانده است (جدول 3). این یافته با نتایج Moreira و همکاران موافق است.(2016) که در مورد تأثیر بعدی یک دوره احتقان بازی بر روی پارامترهای هورمونی در حال استراحت در بازیکنان فوتبال نخبه جوانان تحقیق کرده است. بر اساس این نتایج جمعی و با در نظر گرفتن مقادیر COR در حال استراحت ، می توان حدس زد که دوره رقابتی ممکن است به طور قابل توجهی بر پاسخ محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال در بازیکنان فوتبال جوانان تأثیر نگذارد.

از طرف دیگر ، یک مطالعه توسط Michailidis (2014) گزارش داد که بیشترین غلظت کورتیزول در طول فصل رقابتی تشخیص داده شده است و این ممکن است به دلیل تجمع در سطح استرس زیاد در بازی های لیگ باشد. نتایج حاصل از مطالعه ما در تضاد با این یافته است ، زیرا سطح COR در دوره رقابتی حفظ می شود که بازیکنان جوانان بارهای تمرینی را کاهش داده بودند اما در مسابقات قهرمانی شرکت کردند. آنها همچنین با مقادیر پایین تر SRPE در T 1-T2 و T 2-T3 در مقایسه با T 0-T1 ارائه شده اند. تضاد در نتایج ممکن است با این واقعیت توضیح داده شود که سطح استرس روانی در بازیکنان فوتبال جوانان به احتمال زیاد در سطح پایین تر از بازیکنان حرفه ای در یک دوره رقابتی قرار دارد.

یکی دیگر از پدیده هایی که اغلب با تمرینات فوتبال و بارهای تطبیق همراه است ، از میکروتروما عضلات اسکلتی است که ممکن است در ایجاد التهاب و خستگی مداوم در بازیکنان نقش داشته باشد (Romagnoli et al. ، 2016 ؛ Souglis et al. ، 2015). در مطالعه ما ، افزایش قابل توجهی در سطح CK در حال استراحت برای کلیه نقاط اندازه گیری در رابطه با اندازه گیری پایه (T0) مشاهده شد. به همین ترتیب ، بتی و همکاران.(2017) در شروع دوره رقابتی نسبت به دوره قبل از فصل ، افزایش قابل توجهی در فعالیت CK نشان داد. آنها نشان دادند كه فعالیت CK در اواسط دوره رقابتی به سطح پایه بازگشت و قبل از آنكه دوباره به شدت در پایان دوره رقابتی افزایش یابد. آنها همچنین نوسانات سطح CK را با مقادیر SRPE برای بارهای آموزش مرتبط می کنند.

سیلوا و همکاران.(2014) افزایش قابل توجهی در مقادیر CK در وسط (بیش از دو برابر) و در پایان فصل رقابتی را در مقایسه با مقادیر CK در ابتدای دوره قبل از فصل گزارش داد. آنها همچنین در مقایسه با سطح CK در طول دوره رقابتی ، کاهش شدید سطح CK خارج از فصل (بازگشت به سطح پایه در هنگام کاهش بارها) را گزارش کردند. همین نویسندگان اظهار داشتند که کاهش بارهای هفتگی آموزش در دوره های رقابتی می تواند تا پایان این دوره آموزشی به کاهش سطح CK و غلظت COR کمک کند. در مطالعه ما ، ما در دوره رقابتی هیچ تغییری در سطح CK مشاهده نکردیم (T2 در مقابل T3). منطقی است که فرض کنیم کاهش حجم جلسات تمرینی در یک دوره رقابتی و افزودن جلسات تمرینی بازیابی ممکن است به کاهش تقاضای عضلات کمک کند و از این طریق مانع از ایجاد آسیب عضلات در بازیکنان فوتبال جوانان شود. جلسات آموزش بازیابی به ویژه ممکن است در بخش دوم دوره رقابتی (T 2-T3) مفید باشد ، وقتی کمترین مقادیر SRPE را ثبت کردیم. به ویژه ، آکوئینو و همکاران.(2016) پیشنهاد کرد که استراتژی های مختلف آموزشی ، مانند دوره سازی آموزشی با تأکید بر توانایی های فنی و فنی ، می تواند برای جلوگیری یا کمک به درستی از موقعیت های میکروتوما عضله انباشته شده در بازیکنان فوتبال جوانان که بخشی از یک زمینه رقابتی را تشکیل می دهند ، اجرا شود.

تا اوایل دهه 2000 ، دانشمندان ورزش عمدتاً روی عوامل استرس ناشی از آموزش محیطی ، "عضلات" متمرکز بودند. در حال حاضر ، توضیحات مربوط به استرس آموزش نیز بر اساس دخالت سیستم عصبی مرکزی (CNS) در این فرآیند است. اختلال در سنتز انتقال دهنده عصبی در CNS می تواند به عنوان از دست دادن روانشناختی انگیزه ، از دست دادن اشتها ، خواب آلودگی ، کاهش غلظت یا عملکرد شناختی آشکار شود (موریس و همکاران ، 2015).

بسیاری از محققان ثابت کرده اند که تجمع سروتونین در مناطق مختلف مغز به ایجاد خستگی در طول ورزش طولانی مدت کمک می کند (Newsholme ، Acworth & Blomstrand ، 1987 ؛ Meeusen ، Watson & Dvorak ، 2006). غلظت سروتونین سرم بالا پس از شدت زیاد یا تلاش های طولانی مدت ورزش ، مانند اولتراماراتون (آگاوا و همکاران ، 2008) ، 35 دقیقه دویدن با شدت زیاد (85 ٪ HRMAX) (زیمر و همکاران ، 2016) ثبت شد. به عنوان ورزش جامع در گرما (ژائو و همکاران ، 2015). یک مطالعه گزارش داد که استفاده از مسیرهای سروتونرژیک فعال خاص به طور چشمگیری باعث کاهش عملکرد بدنی و افزایش رتبه فشار درک شده در طول و بعد از تمرین می شود (ماروین و همکاران ، 1997). به طور متضاد ، بسیاری از محققان نشان داده اند که کاهش فعالیت سروتونرژیک بر عملکرد بیشتر ورزش و فشار درک کمتر تأثیر می گذارد (Knechtle et al. ، 2012 ؛ Teixeira-Coelho و همکاران ، 2014 ؛ Abumohd ، Matalqah & Al-Abdulla ، 2020).

با این حال ، مطالعات بسیار کمی در مورد تأثیر آموزش ممکن است بر سطح سروتونین (اضافه کردن ارزش به خروجی های تحقیق ما در این زمینه) وجود دارد. به دانش ما ، تحقیقات ما تنها گزارشی را ارائه می دهد که چنین دوره ای طولانی را پوشش می دهد ، و در آن غلظت سروتونین به عنوان نشانگر استرس ناشی از آموزش تا چهار بار اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل ما افزایش قابل توجهی در میانگین مقادیر این شاخص را برجسته کرد ، اما تنها پس از جامع ترین جلسات آموزشی که در دوره قبل از فصل صورت گرفت (و بالاترین SRPE را در دوره T0-T1 نشان داد). با نقاط اندازه گیری بعدی در دوره رقابتی (T2 و T3) ، ما یک سیستماتیک ، اگرچه از نظر آماری ناچیز در غلظت این شاخص کاهش یافته است. این ممکن است با کاهش بارهای آموزشی در دوره رقابتی توضیح داده شود (جدول 2). مربوط به کاهش SRPE در دوره های آموزشی بعدی ، کاهش سروتونین نیز مشاهده شد. در مقایسه با T 0-T1 ، مقادیر سروتونین در دوره T 1-T2 و T 2-T3 کمتر بود. این ممکن است با این واقعیت توضیح داده شود که فقط آموزش استقامتی بیش از حد ، که در دوره قبل از فصل مورد استفاده قرار می گرفت ، یک محرک به اندازه کافی قوی برای تأثیر قابل توجهی بر غلظت سروتونین خون بود.

همانطور که قبلاً نیز گفته شد ، استرس آموزش یک فرایند پیچیده است. دیویس و بیلی (1997) دریافتند که افزایش غلظت سروتونین در طول تمرینات بدنی باعث مهار دوپامین می شود ، که در شروع حرکت نقش دارد (Chaudhuri & Behan ، 2000) و بنابراین منجر به کاهش عملکرد بدنی می شود. تنظیم کننده خارجی دوپامین نه تنها سروتونین بلکه BDNF است. البته نقش BDNF محدود به تنظیم سیستم دوپامینرژیک نیست. این عامل بیوشیمیایی همچنین در بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیکی مانند هموستاز گلیکوژن و متابولیسم لیپیدها نقش دارد (جیمینز-ملتونادو و همکاران ، 2018). افزایش غلظت BDNF در گردش به دنبال یک دوره حاد هر دو تمرین هوازی و مقاومت گزارش شده است (Jiménez-Maldonado et al. ، 2018 ؛ Slusher et al. ، 2018) و همچنین دوره بازیابی ، بنابراین به نظر می رسد که با مدت زمان و هم در ارتباط است. شدت ورزش (Saucedo Marquez et al. ، 2015 ؛ Church et al. ، 2016). سیفرت و همکاران.(2010) گزارش داد كه آموزش استقامتی می تواند باعث افزایش BDNF از مغز انسان شود ، در حالی كه ، Jeon & Ha (2015) نشان داد كه آموزش های هوازی منظم طولانی مدت نیز باعث افزایش سطح BDNF سرم در حالت استراحت می شود. علاوه بر این ، تغییرات مشابه در مورد تمرین های هوازی پس از 3 ماهه آموزش CrossFit تمام بدن مشاهده شد (Murawska-Cialowicz ، Wojna & Zuwala-Jagiello ، 2015).

در مقابل ، کاهش غلظت BDNF برای سربازانی که از آموزش نظامی بسیار شدید پیروی می کنند گزارش شده است (گپنر و همکاران ، 2019) ، در حالی که Figueiredo و همکاران.(2019) به زیر 8 هفته آموزش استقامتی با شدت بالا همراه با تمرینات قدرت ، سطح BDNF پایین تر را ذکر کرد. Murawska-Ciałowicz و همکاران.(2021) اخیراً گزارش داده است که مقادیر استراحت BDNF بدون تغییر باقی مانده یا پس از اشکال مختلف آموزش با شدت بالا برای 9 هفته و هبیز و همکاران کاهش یافته است.(2019) پس از 6 ماهه آموزش فاصله طولانی مدت اسپرینت در دوچرخه سواران خوب آموزش دیده ، هیچ تغییری در BDNF پیدا نکرد.

یافته های حاصل از تحقیقات ما شبیه به سیفرت و همکاران بود.(2010) و Jeon & Ha (2015) ، به این ترتیب که ما همچنین افزایش مقادیر استراحت غلظت BDNF را تشخیص دادیم. از نظر آماری افزایش معنی داری در این مقادیر ، در مقایسه با پایه پایه ، فقط پس از دوره آموزش قبل از فصل مشاهده شد ، هنگامی که آموزش بیش از حد بود. پس از دوره قبل از فصل ، ما همچنین به افزایش قابل توجهی در مقادیر استراحت COR ، CK و SER اشاره کردیم. جالب اینجاست که ، در حالی که تحقیقات ما با یافته های غلظت BDNF از گپنر و همکاران مغایرت دارد.(2019) ، Figueiredo و همکاران.(2019) و Murawska-Ciałowicz و همکاران.(2021) مقادیر SRPE پایین تر در دوره های آموزشی بعدی مطالعه ما در رابطه با اختلافات پایین تر در غلظت BDNF بود.

جالب اینجاست که افزایش مقادیر استراحت BDNF در دوره قبل از فصل (T0-T1) از مطالعه ما در رابطه با فعالیت CK بالاتر (نشانگر آسیب عضلانی) ، COR (شاخص استرس جسمی و روانی) و SER (آموزش مرکزی است. غلظت استرس مرتبط با آن). برخی از تحقیقات (Clow & Jasmin ، 2010 ؛ Gu ، Ding & Williams ، 2014) نشان داد که مکانیسم فیزیولوژیکی احتمالی مرتبط با کاهش غلظت BDNF بر اساس استفاده از این بستر در بازسازی الیاف میو و عصبی در بافت های آسیب دیده است. علاوه بر این ، استرس متابولیک همچنین می تواند ترشح BDNF را کاهش دهد.

یک مطالعه (De Assis & Gasanov ، 2019) از همبستگی منفی بین BDNF و سطح کورتیزول خبر داد ، در حالی که گارسیا-سوارز و همکاران.(2020) هیچ تغییری در BDNF همراه با سطح COR بالاتر و نسبت COR/BDNF پیدا نکرد. Verbickas و همکاران.(2017) خاطرنشان كرد كه پس از آموزش فاصله Sprint ، فعالیت CK سرم و همچنین سطح BDNF و COR به طور قابل توجهی افزایش یافته است (و بعد از 24 ساعت دوباره به طور قابل توجهی كاهش یافت). آنها همچنین به همبستگی مثبت بین سطح BDNF و نسبت فعال سازی مرکزی اشاره کردند ، نشان می دهد که غلظت BDNF پایین تر با سطح کمتری از استرس مربوط به ورزش همراه است. یافته های خود ما همچنین می تواند نشان دهد که BDNF ، مشابه نشانگرهایی مانند سروتونین ، می تواند به عنوان یک شاخص استرس مرتبط با آموزش استفاده شود.

محدودیت ها و مطالعات آینده

به عنوان یک مطالعه مشاهده ای ، اندازه گروه مورد مطالعه محدود بود و بنابراین یافته هایی برای جمعیت بزرگتر باید ارزیابی شود. به همین دلیل ، متغیرهای مورد مطالعه ممکن است روند متفاوتی را در یک جمعیت با افراد سرچشمه از ورزش و مناطق مختلف دنبال کنند. توصیه می شود انجام تحقیقات بیشتر با استفاده از پارامترهای دیگر که بارهای آموزش داخلی (به عنوان مثال نظارت HR ، حاد: نسبت بار کار مزمن - ACWR) و داده های GPS به عنوان پارامترهای مشخصه برای بارهای آموزش خارجی انجام می شود. با همبستگی داده هایی مانند آموزش GPS و عملکرد در حال اجرا با نشانگرهای استرس مربوط به آموزش بیوشیمیایی و SRPE ممکن است در کنترل بارهای آموزش و عملکرد بازیکنان فوتبال در طول برنامه تمرینی ، نور جدید و ارزشمندی ایجاد کند.

نتیجه گیری

در نتیجه ، تحقیقات ما بین بارهای تمرینی کاربردی اندازه گیری شده با SRPE و نشانگرهای استرس در بازیکنان فوتبال جوانان رابطه مثبت نشان داد. فقط بیشترین بارهای آموزشی که در دوره آماده سازی اعمال می شود (بالاترین مقادیر SRPE) منجر به افزایش قابل توجهی در کلیه شاخص های استرس آموزش بیوشیمیایی مورد تجزیه و تحلیل در مقایسه با پایه شد. کاهش حجم آموزش و افزودن جلسات آموزش بازیابی در یک دوره رقابتی ، هنگامی که آموزش با شدت بالا حاکم است ، منجر به کاهش سیستماتیک در مقادیر شاخص های بیوشیمیایی اندازه گیری شده شد. تحقیقات ما همچنین نشان داد که ترکیبی از نشانگرهای ذهنی و عینی (از جمله بارهای آموزشی) در نظارت بر جنبه های آموزش استرس در بازیکنان فوتبال جوانان مفید است. ترکیبی از این نشانگرها شواهد کافی را برای مربیان فراهم می کند تا دوره های مناسب برای تمرینات و بازیابی مناسب برای یک بازیکن شخصی را تنظیم کنند و از این طریق عملکرد بهینه شده آنها را فراهم می کنند.

اطلاعات تکمیلی

داده های خام

تمام شاخص های مورد تجزیه و تحلیل در 4 تاریخ آزمون و در فواصل زمانی خاص.

مبانی اسکالپینگ...
ما را در سایت مبانی اسکالپینگ دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سید مهدی گلابی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 20 مرداد 1402 ساعت: 15:35