نوسانات نرخ بهره و بازار سهام

ساخت وبلاگ

هنگامی که بانک بنگلادش هدف نرخ وجوهی را که بانک ها از آن وام می گیرند و به یکدیگر قرض می دهند تعیین می کند ، در کل اقتصاد تأثیر گسترده ای دارد. معمولاً حدود 12 ماه طول می کشد تا هرگونه افزایش یا کاهش نرخ بهره به روشی گسترده اقتصادی احساس شود. این به عنوان ضربه تاخیر شناخته می شود. پاسخ بازار به تغییر (یا خبر تغییر) ، با این حال ، اغلب فوری است.

نرخ بهره که بازارها را به حرکت در می آورد ، نرخ سیاست است. این شامل نرخ بانکی ، نرخ repo و نرخ repo معکوس است. در میان این موارد ، نرخ بانکی هزینه ای است که موسسات سپرده گذاری برای وام گرفتن پول از بانک مرکزی هزینه می شوند.

نرخ خط مشی ابزاری است که توسط بانک بنگلادش (BB) یا هر بانک مرکزی دیگر برای کنترل عرضه پول و در نهایت حاوی تورم ، عمدتا تقاضا (افزایش سطح قیمت به دلیل تقاضای زیاد در برابر عرضه کم) استفاده می شود. بنابراین ، با افزایش نرخ بانکی ، BB تلاش می کند تا عرضه پول در بازار را کاهش دهد و در نتیجه پول را گرانتر کند. برعکس ، BB با کاهش نرخ بانکی ، سعی می کند عرضه پول را افزایش داده و وام را ارزان تر کند و هزینه های آن را تشویق کند.

هنگامی که BB نرخ بانکی را افزایش می دهد ، ممکن است به طور غیرمستقیم روی بازار سهام تأثیر بگذارد. این امر باعث می شود که وام از موسسات مالی برای مشتری ها پر هزینه باشد و به نوبه خود میزان پولی را که مصرف کنندگان می توانند هزینه کنند ، کاهش دهد. از این گذشته ، مردم هنوز مجبور به پرداخت صورتحساب هستند و وقتی این صورتحساب گران تر می شود ، خانوارها با درآمد یکبار مصرف کمتری باقی می مانند. این بدان معنی است که مردم پول کمتری را هزینه می کنند ، که این امر بر خطوط بالا و پایین مشاغل (یعنی درآمد و سود) تأثیر می گذارد.

اما مشاغل نیز به روشی مستقیم تر تحت تأثیر قرار می گیرند. آنها نیز برای اجرای و گسترش عملیات خود از بانک ها وام می گیرند. هنگامی که بانک ها وام گرفتن را گران تر می کنند ، شرکت ها ممکن است به همان اندازه وام نگیرند و نرخ بهره بالاتری را برای وام های خود بپردازند. هزینه های تجاری کمتر می تواند رشد یک شرکت را کند کند. این ممکن است برنامه های گسترش و سرمایه گذاری های جدید را محدود کند و حتی باعث ایجاد برش شود. ممکن است کاهش درآمدها نیز وجود داشته باشد - که معمولاً برای یک شرکت دولتی به این معنی است که قیمت سهام به این نتیجه می رسد.

اگر یک شرکت به عنوان کاهش هزینه های رشد خود یا از طریق هزینه های بیشتر بدهی یا درآمد کمتر ، سود کمتری کسب کند ، میزان تخمینی جریان نقدی آینده کاهش می یابد. همه چیز برابر است ، این باعث کاهش قیمت سهام شرکت می شود.(یک راه اصلی برای ارزش گذاری یک شرکت این است که مبلغ تمام جریان های نقدی مورد انتظار آینده را از آن شرکت تخفیف داده شده به زمان فعلی دریافت کنید. برای رسیدن به قیمت سهام ، مبلغ جریان نقدی با تخفیف در آینده را بگیرید و آن را بر اساس آن تقسیم کنیدتعداد سهام موجود.). با انتظار کاهش یافته در رشد و جریان نقدی آینده شرکت ، سرمایه گذاران به اندازه افزایش قیمت سهام رشد نمی کنند و مالکیت سهام را مطلوب تر می کند. علاوه بر این ، سرمایه گذاری در سهام می تواند در مقایسه با سایر سرمایه گذاری ها بسیار خطرناک تلقی شود.

هنگامی که اقتصاد در حال کند شدن است ، بانک مرکزی نرخ بانک را برای تحریک فعالیت های مالی کاهش می دهد. کاهش نرخ بهره توسط بانک مرکزی تأثیر متضاد با افزایش نرخ دارد. سرمایه گذاران و اقتصاددانان به طور یکسان نرخ بهره را به عنوان کاتالیزور برای رشد - سود برای وام های شخصی و شرکت ها ، که به نوبه خود منجر به سود بیشتر و اقتصاد قوی می شود ، می دانند. مصرف کنندگان هزینه های بیشتری را صرف می کنند ، نرخ بهره پایین تر آنها را ترغیب می کند که احساس کنند در نهایت می توانند آن خانه جدید را تحمل کنند یا بچه ها را به یک مدرسه خصوصی بفرستند. مشاغل از توانایی تأمین مالی عملیات ، تملک و گسترش با نرخ ارزان تر برخوردار خواهند شد و از این طریق پتانسیل درآمد آینده خود را افزایش می دهند ، که به نوبه خود منجر به افزایش قیمت سهام می شود.

افزایش یا کاهش نرخ بهره نیز بر روانشناسی سرمایه گذاران تأثیر می گذارد - و بازارها اگر روانشناختی نباشند چیزی نیستند. هنگامی که بانک مرکزی پیاده روی را اعلام کرد ، هم مشاغل و هم مصرف کنندگان هزینه های خود را کاهش می دهند. همه فکر می کنند که این باعث کاهش درآمد و کاهش قیمت سهام می شود - و بازار در انتظار پیش بینی می شود. از طرف دیگر ، هنگامی که بانک بنگلادش یا هر بانک مرکزی کاهش را اعلام می کند ، فرض بر این است که مصرف کنندگان و مشاغل باعث افزایش هزینه و سرمایه گذاری می شوند و باعث افزایش قیمت سهام می شوند - و بازار برای شادی پرش می کند.

با این حال ، اگر انتظارات با اقدامات BB تفاوت معنی داری داشته باشد ، ممکن است این واکنشهای عمومی یا متعارف اعمال نشود. چرخه تجارت همچنین می تواند بر واکنش بازار تأثیر بگذارد. در شروع اقتصاد تضعیف کننده ، افزایش متوسطی که با نرخ پایین تر ارائه می شود برای جبران خسارت فعالیت اقتصادی کافی نیست و سهام همچنان رو به کاهش است. برعکس ، در پایان چرخه رونق ، هنگامی که بانک مرکزی در حال افزایش است تا نرخ ها را افزایش دهد - گره ای به سود بهبود یافته شرکت ها - بخش های خاصی اغلب به خوبی انجام می دهند ، مانند سهام فناوری و سهام شرکت های سرگرمی/تفریحی.

اگرچه رابطه بین نرخ بهره و بازار سهام نسبتاً غیرمستقیم است ، اما این دو تمایل دارند در جهت های مخالف حرکت کنند. یک قاعده کلی این است: کاهش نرخ بهره باعث می شود بازار سهام بالا برود و نرخ بهره را افزایش دهد و بازار سهام را پایین بیاورد. اما هیچ پیش بینی کاملی در مورد نحوه واکنش بازار در تغییر نرخ سیاست بانک مرکزی امکان پذیر نیست.

SK. شمیم اقبال ، MBA در بانکداری از دانشگاه داکا ، اکنون در یک بانک تجاری خصوصی مشغول خدمت است.

مبانی اسکالپینگ...
ما را در سایت مبانی اسکالپینگ دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سید مهدی گلابی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 23:22